دخترم
نمیدونم چرا وقت نمیکنم بیام وبلاگ دخترمو بروز کنم.وقتایی هم که بیکار هستم میشینم فقط نیگاش میکنم.عاشق حرکاتش توی خابم.وقتی لباشوو میچوفه.چشاشو بازو بسته میکنه.اخم میکنه.گریه میکنه.لبخند میزنه....
دخترم عاشق حموم و اب بازیه.توی حموم صداشش در نمیاد.یا میخابه یا با چشای باز همه جارو نیگاه میکنه با دقت فراوان.ولی ولی ولی خدانکه حوله رو سرش بندازم و بخام بیارمش بیرون.واییییی یه جیغایی میکشه.اوفف وقتی بخام لباس تنش کنم که دیگه قابل وصف نیساصلننن نمیزارههه.
دخترم خیلی خوشخوابه.روزا دوساعت یبار پامیشه فقط واسه شیر.که اگه یکم دیرتر شیرو بخای بدی باززز جیغای بنفش میکشه.برا همین حواسم هست به تایم دوساعتش که میرسم تموم کارامو بزارم کنار تا خانوم خانوما شیر بخوره.وگرنه اگه دیر بشه یکم جدا از جیغ کشیدن خودشو لوس میکنه و قهر میکنه و با هزار منت و خواهش سینه رو تو دهنش میزاره.
دخترم گاهی خیلییی دیررر اروغ میزنه .که من بخاطر همین ساعتهایی که باباجونش خونست یا تو مهمونی ها این عملیات سخت اروغ گیری رو انداختم گردن باباجونیش.خداروشکر بابارضاشم با کمال میل اینکارو انجام میده.
دخترم گاهی وقتا تو خواب خیلیی دست و پا میزنه و این باعث بیدار شدنش میشه.برا همین با یه پارچه نازک اون مواقع دستاشو اروم میبندم که راحت بخابه.البته بابای یه روشی اختراع کرد ولی دلم نمیاد اینکارو باهات بکنم.بابا جونی دستاتو میزاره تو شلوارت تا تکونشون ندی...ای بابایی بد
دخترم اکثر شبا حدود 12:30 یا 1:00 میخابه و صبح ساعت 4:30-5:00 بیدار میشه برای شیر .خیلییی ازت ممنونم مامانی که مراعات مامان خابالوتو میکنی.صبخا هم گاهی شارژ شارژ از خواب بیدار میشی ولی من خیلیی خوابم میاد.باباجون رو صدا میکنم تا باهات بازی کنه تا خوابت ببره.منم راحتت میخابم.البته اگه گریه کنی یا نق بزنی طاقت نمیارم دست کسی بسپرمت.حتی اگه خیلیی خسته باشم .خودم باید ارومت کنم.
دخترم دنیای منو باباجونیش رو خیلییی زیبا کرده.


دخترم 
مامانی سارا و بابا جون رضا